الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )
569
كشكول شيخ بهائى ( فارسى )
در دم به مقتول آن پىبرده ، دانست كه پسرك ، كشتهء اوست . گفت : ان الحديث شجون . اين حكايت جگرسوز ، دل را كباب و موجب هموم و احزان گرديد . پس شمشير را از وى بستد بر سبيل سرزنش ، ضربى به وى حواله كرده ، سرش را در قصاص پسر از تن جدا ساخت و گفت : « سبق السيف العذل » يعنى شمشير بر سرزنش سبقت نموده و از آن وقت تا الان اين حديث در ميان اعراب نسبت به آنانكه پيش از سرزنش به حق خود برسند ، ضرب المثل شد . 1379 - بد اقبال ما عاينت عيناى في عطلتي * اقل من حظي و من بختي قد بعت عبدي و حماري و قد * أصبحت لا فوقي و لا تحتي ( شمس الدّين محمد بن دانيال ) * * * هيچگاه چشم من در خواب ، كمتر از بخت و اقبال من نديده است . همانا چارپا و بندهام را فروختم و الان نه بالايى دارم ، نه پايين . 1380 - مرثيه از « ابو العلاء معرّى » در رثاى شريف « طاهر موسوى » پدر شريف « مرتضى » و « رضى » ( رضوان اللّه عليهما ) : أنتم ذو و النسب الطهور و طولكم * باد على الامراء و الأشراف و الراح ان قيل إبنة العنب اكتفت * بابن من الأسماء و الأوصاف * * * شما صاحبان خاندان و نسب پاكيزه و پاكى هستيد و بخشش شما بر تمامى بزرگان و سرلشكران فزونى دارد . و شراب اگر بگويد دختر انگور است فقط به نسبت خود اكتفا نموده است از بين تمامى صفات و اسمايى كه داراى آن است . 1381 - وصف جنگاور لو كنت شاهده و قد غشى الوغي * يختال في درع الحديد المسبل لرأيت منه و القضيب بكفه * بحرا يريق دم الكماة بجدول ( ابو بكر رصافى )